زینب پاشا
14 مرداد 1403 1403-05-15 13:16زینب پاشا
- متادخت
- 14 مرداد 1403
- 9:43 ق.ظ
- No Comments
به گزارش متادخت، سلطان بیگم خودش را به زینب پاشا رساند. نفساش به شماره افتاده بود. زینب پاشا نگاهی به چهره برافروخته سلطان بیگم کرد و قبل از این که حرفی بزند گفت:
- نفسی چاق کن و بعد حرفت را بزن..
سلطان بیگم چند بار نفس عمیق کشید احساس کرد مغزش بهتر کار میکند. آرام که شد گفت:
- نایب کلثوم پیغام دادند که تعداد نگهبانان انبار قائم مقام کم شده، درگیری چند روز پیش که خانمها برای سنگباران خانه قائم مقام رفتند ترسشان را زیاد کرده بخاطر همین بیشتر نگهبانها رفتهاند تا از عمارت والی تبریز محافظت کنند. یکی از کنیزها عمارت پیغام داده که قائم مقام از ترسش شبانه به عمارت ولیعهد فرار کرده.
لبخندی روی لبان زینب پاشا نشست. کاری که زنان شیردل سپاهش انجام داده بودند از دست مردان شهر هم بر نمیآمد. حالا اگر نقشهاش را عملی کند و انبار احتکار شده غله قائم مقام را فتح میکرد؛ میتوانست گندم و آرد و هر چه که این مردک وطن فروش احتکار کرده بود را بین فقرای تبریز تقسیم کند. زینب پاشا ناگهان به یاد تیراندازی آن روز افتاد و از سلطان بیگم پرسید:
- راستی سلطان بیگم از زخمیهای حمله به عمارت قائم مقام چه خبر؟
سلطان بیگم که انگار یاد آن روز افتاده باشد غم در صورتش نشست. سی نفر در درگیریها جانشان را از دست داده بودند و تعدادی هم به شدت جراحت برداشته بودند. اگر زینب پاشا دست به کار نشده بود و برای دفاع از مردم قیام نکرده بود معلوم نبود در آن روز چند نفر دیگه شهید و مجروح میشدند.
- سلطان بیگم با توام؟
سلطان بیگم به صورت مصمم زینب پاشا نگاه کرد و گفت:
- با آن پسر 14 سالهای که دیروز به رحمت خدا رفت سرجمع سی نفر کشته داشتیم حال مجروحین هم خیلی بد نیست.
زینب پاشا آه سردی کشید و بعد گفت:
تا یک ساعت دیگر به انبار حمله میکنیم به تمام خانمها بگو که آماده باشند. یکی را هم بفرست تا مردم را خبر کند که بعد از سقوط انبار مردم گرسنه بیایند و هر چقدر میتوانند از انبار برای خودشان غله و آذوقه ببرند.
سلطان بیگم به سرعت راهی را که آمده بود بازگشت. زینب پاشا همانطور که به انبار قائم مقام خیره شده بود با خودش فکر میکرد آیا روزی میتواند با کمک همین زنان بساط ظلم پادشاهان قاجار را جمع کند..!
پیوست: زینب پاشا یکی از زنان مبارز تبریزی بود که در مبارزات نهضت توتون و تنباکو و گشودن انبار محتکران که در زمان قحطی در سالهای انقلاب مشروطه گریبانگیر مردم شد بود نقش بزرگی را ایفاء نمود. او شخصیتی کاریزماتیک داشت و در فرهنگ و تاریخ آذربایجان و ایران به عنوان اسطوره مقاومت زن ایرانی ماندگار شد.
مطالب مرتبط
ریم صالح الریاشی
من شهادت طلب «ریم صالح الریاشی» فرزند یگانهای شهید عزالدین قسام، این عملیات را به صورت مشترک با برادرانم در یگانهای شهدای الاقصی برای جلب رضایت خداوند عزوجل به انجام میرسانم…
طاهره سجادی
معلوم بود حوصله کَلکَل کردن را ندارد، برگه را به دستم داد. شروع به خواندم کردم حالا میفهمیدم چرا نمیخواست متن برگه را بخوانم. بالای برگه نوشته شده بود آزادی با عفو ملوکانه.
آمنه سلامه
آمنه سلامه منیه (مادر عماد، فواد و جهاد مغنیه)، از نخستین زنانی بود که در آغاز «وضعیت اسلامی» لبنان در نشر افکار شهید محمد باقر صدر بین زنان فعالیت کرد.
ام غانم
زینالعابدین سنگها را در دست گرفت و مهر خود را بر آنها زد و دوباره به امغانم سپرد و آرام گفت: این کار سِری است که نباید کسی را از آن مطلع کنی..!
زینب علی ابوسالم
دختر هجده ساله فلسطینی که قصد داشت داخل یک اتوبوس عملیات استشهادی انجام دهد توسط پلیش شناسایی شد و در زمان دستگیری خودش را در میان صهیونیستها منفجر کرد و ۳۵ صهیونیست به خاک و خون کشیده شدند.
اسماء بنت یزید انصاری اوسی
اسماء دختر یزید بن سکن انصاری اوسی، از سخنورترین زنان عرب و محدثه بود که به شجاعت و دلیری شهرت داشت. او در این نبرد با شدت گرفتن جنگ به میدان رفت و 9 تن از رومیان را از پای درآورد.
زینب پاشا
14 مرداد 1403 1403-05-15 13:16آخرین مطالب
سینمای دهه 90؛ عبور از تابوها
22 آذر 1403سینمای دهه 90؛ عبور از تابوها | زنان در سینما
22 آذر 1403معابر قم بهنام بانوان شهید مزین شود
20 آذر 1403مطالب پربازدید





